X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 13 فروردین‌ماه سال 1394

سیزدهم


بدون عنوان



 گاهی فکر می کنم هر کدام از اعضای بدنم یک شخصیت مستقل به خود دارند. مثلن دست ها محمدرضا هستند. پاها جک. چشم ها سارا. شکم آقای هادسن و ... . این ها همه با هم تشکیل خانواده بزرگی به اسم بدن من را داده اند. از پدر و مادر این خانواده بزرگ نپرسید. این اعضا از روز اول به دنبال پدر و مادر خود گشته اند. یک روز گفتند آقای پیتر، مغز عزیز شما پدر هستید و خانوم دل، هلن شما مادرید. طولی نکشید بنا به یک جلسه خانوادگی و بعدها دعوای فامیلی، همه چیز زیر سوال رفت. این داستان با نجیب و مریم هم تکرار شد. اعضای محترم تازگی ها فهمیده اند حرام زاده اند و همین روزهاست جلسه خانوادگی دیگری شروع شود!

 


 بندرعباس - زمستان 93




برچسب‌ها: نوروزنامه، جلسه خانوادگی